تبلیغات
دفتر امور فرهنگی و دینی شرکت آبفار استان زنجان
دفتر امور فرهنگی و دینی شرکت آبفار استان زنجان
قطره قطره آب لحظه لحظه ی زندگی است ، لحظه های زندگی را هدر ندهیم .
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


امام صادق(ع) :
خواب روزه دار عبادت،خاموشی او تسبیح،عمل وی پذیرفته شده و دعای او مستجاب است.

مدیر وبلاگ :خانم بابایی
نویسندگان
نظرسنجی
دوست عزیز وبلاگ امور فرهنگی و دینی شرکت آب و فاضلاب روستایی استان زنجان را چگونه ارزیابی می کنید ؟







هرساله با فرارسیدن روز بیستم ماه صفر، موضوع «اربعین شهادت امام حسین علیه السلام»، «زیارت» و «نخستین زائران کربلا» مورد گفت و گوی محافل علمی و مذهبی قرار می گیرد؛ چرا که حادثه جانگداز عاشورا با «اربعین حسینی» پیوندی ناگسستنی دارد. امید است یادکرد و بزرگداشت این مناسبت ها، زمینه رشد و تعالی امّت اسلامی را فراهم سازد. ان شاءالله
پیوند با «ولایت»
گرچه نام کربلا و یاد عاشورای محرّم سال 61 هجری بعد از شهادت امام حسین علیه السلام و یارانش، مرزهای جغرافیایی و تاریخی را درنوردید؛ اما پیامبر خداصلی الله علیه وآله وسلم از همان هنگامه تولّد نواده معصومش حادثه عاشورا را برای امّت اسلامی بیان فرموده بود(1)؛ لذا افرادی چون «جابر بن عبدالله انصاری» با آغاز سفر تاریخی امام حسین علیه السلام - از مدینه به مکّه و از آنجا به عراق - تحقّق این پیش گویی را مدّ نظر داشتند.
جابر و یارانش برای اعلام وفاداری به ساحت مقدّس نبوّت و امامت، انزجار از رژیم ستمگر اموی، اطلاع رسانی و تبلیغ آرمان های عاشورائیان و بیدار ساختن افکار عمومی، در فرصتی مناسب، اوّلین «کاروان زیارتی» را به حرکت درآوردند.
حال، اگر مبدأ این سفر و حرکت سرنوشت ساز را، شهر مقدّس «مدینه» بدانیم، چگونگی اطلاع جابر و همسفرانش (مردانی از بنی هاشم و اهل بیت) از ماجرای شهادت امام حسین علیه السلام، پرسشی است که باید به آن پرداخت:
الف) پیشتر گفتیم که مسأله شهادت امام و اصحابش از طریق «احادیث نبوی و علوی» به آگاهی عموم مسلمانان - به ویژه مردم مدینه - رسیده بود.
ب) امّ المؤمنین امّ سلمه، به عنوان تنها همسر و بازمانده خاندان پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم، پناهگاه شیعیان بوده و لذا بعد از رؤیای صادقه و مشاهده تغییر رنگ «تربت مقدّس کربلا» در شب یازدهم محرّم، در میان بنی هاشم حاضر شد و در حالی که اشک از دیدگانش جاری بود، اعلام کرد: «حسین، به شهادت رسید...»(2)
ج) عبیدالله بن زیاد - حاکم کوفه - بعد از فرستادن اسرای کربلا به شام، نامه ای به والی مدینه «عمرو بن سعید» نوشت؛ پس از رسیدن نامه به دست والی و آگاهی اش از حوادث عاشورا و اسارت اهل بیت علیهم السلام، عمرو بن سعید دستور داد در کوچه ها و معابر جار بزنند که: «حسین، کشته شده است.» مردم با شنیدن این خبر، به عزاداری پرداختند و بر قاتلان امام، نفرین فرستادند...(3)
د) منادی و هاتفی در روز عاشورا، خبر وقوع مصیبتی بزرگ را به گوش اهل مدینه رساند...(4)
فصل آشنایی
از آنجا که موضوع «زیارت اربعین» و «نخستین زائرانِ» آرامگاه شهدای کربلا، از طریق «عطیّة بن سعد عوفی کوفی» نقل شده، زیبنده است بعد از آشنایی مختصر با جابر بن عبدالله انصاری، به معرّفی وی نیز بپردازیم.
1. جابر
وی پانزده سال پیش از هجرت، در مدینه به دنیا آمد. او و پدرش «عبدالله» از پیشتازان اسلام بودند؛ پدرش در جنگ اُحُد به شهادت رسید. جابر از یاران با وفای پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم بود که در 19 غزوه شرکت کرد و احادیث فراوانی از آن حضرت نقل نموده؛ لذا مورد احترام همه فرقه های اسلامی است. وی همواره از مدافعان اهل بیت علیهم السلام به شمار می آمد. جابر سرانجام در سال 78 (74 یا 79) هجری از دنیا می رود و پیکرش در «قبرستان بقیع» دفن می شود.(5)
2. عطیّه
وی از رجال علم و حدیث شیعه است که در کتاب های رجالی اهل سنّت نیز توثیق شده است. عطیّه در زمان خلافت امام علی علیه السلام (36 - 40 هجری) در کوفه به دنیا آمد و نامش هم توسّط آن حضرت انتخاب شده است. وی از شیعیان راستین و علمای بزرگ بوده که هماره به نشر معارف قرآنی و اهل بیتی می پرداخت؛ به گونه ای که از سوی عوامل حکومتی بنی امیّه مورد شکنجه و آزار قرار گرفته بود. عطیّه علاوه بر نقل احادیث - به ویژه خطبه فدکیّه فاطمه زهراعلیها السلام - از بزرگ ترین مفسّران بوده و تفسیری در 5 جلد به نگارش درآورده است.
وی بعد از آشنایی با جابر بن عبدالله، به رتبه شاگردی اش مفتخر گردید؛ که متأسّفانه برخی در گفتار و نوشتار خود، عطیّه را غلام جابر معرّفی کرده اند!
عاقبت این مفسّر و محدّث والامقام در سال 111 هجری، در زادگاهش (کوفه) چشم از جهان فرو بست.(6)
سفر زیارتی - سیاسی
یک روز «جابر بن عبدالله انصاری» با شاگردش «عطیّة بن سعد» و گروهی از بنی هاشم و سادات علوی، تصمیم گرفتند مسیر طولانی حجاز تا عراق را - علی رغم خطرات راه و خفقان سیاسی حاکم - طیّ کرده و به «زیارت» امام حسین علیه السلام و شهدای کربلا نائل شوند. حرکت این کاروان زیارتی، آن هم با حضور صحابی کهنسال و گرانقدر پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم و نیز همراهی عدّه ای از بنی هاشم، بازتاب گوناگونی را می تواند در افکار عمومی و نظام حکومتی بنی امیّه داشته باشد؛ که متأسّفانه حوادث و واکنش های مسیر این سفر، در منابع تاریخی و حدیثی بیان نشده است!
به عبارت دیگر: رژیم سفّاک بنی امیّه برای پیش گیری و سرکوب انقلاب های مردمی، سیاست مکتوب و برنامه همه جانبه ای داشته؛ چرا که با انتشار واقعه جانسوز شهادت و اسارت خاندان پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم، نخستین بازتاب مردمی اش ایجاد تنفّر، تظاهرات خیابانی و هجرت شیعیان به کربلا می باشد. از این رو، نیروهای اطلاعاتی و نظامی یزید، ورود و خروج افراد - به ویژه شخصیت ها - را تحت کنترل قرار داده و حدّاقل در شهر مدینه «حکومت نظامی و پلیسی» را بر قرار می کنند. با این وجود، نوع برخورد کارگزاران و مأموران با حرکت سؤال برانگیز جابر بن عبدالله انصاری و بنی هاشم، در تواریخ و مقاتل، ثبت و ضبط نشده است.
البته می توان چنین نتیجه ای را نیز گرفت که:
الف) جابر و همسفرانش به شکل انفرادی و در زمان های مختلف، از مدینه بیرون آمده و در حوالی کربلا به هم پیوسته اند تا با آسودگی خاطر و امنیّت جانی، به زیارت شهیدان مشرّف شوند.
ب) احتمالاً جابر از کوفه و یا شهر دیگری عازم کربلا شده باشد.(7)
احرام در میقات عشق
با نزدیک شدن کاروان زیارتی به منطقه کربلا، سیلاب اشک از دیدگان جاری شد و آوای مرثیّه خوانی در فضای بیابان طنین افکند و دل های سوگواران در عطش زیارت قبور مطهّر و تابناک شهدا، بی تاب شد...
بهتر آن است که قصّه ماندگار این مسافران «حریم نور» را از زبان عطیّه بشنویم:(8)
«ما همراه جابر بن عبدالله انصاری به قصد زیارت قبر امام حسین علیه السلام حرکت کردیم؛ چون به کربلا رسیدیم، جابر نخست در کنار رودخانه فرات «غسل زیارت» نمود و پیراهن پاکیزه ای پوشید (همانند مُحْرِم، دو جامه سفید پوشید) و از کیسه ای عطرش را بیرون آورد (از من درخواست عطر کرد...) سپس لباس و بدنش را خوشبو ساخت و با پای برهنه به جانب قتلگاه حرکت کرد، در حالی که زبانش به نام و یاد الهی مترنّم بود.»
آری، «زیارت» آدابی دارد و «زائر» برای رسیدن به مقام قُرب الهی، بایسته است روح و جسم خویشتن را معطّر و پاکیزه سازد و با زمزمه نام معشوق آرام، آرام در مسیر وصال گام بردارد.
میهمان عرشیان
وقتی شیعیان زائر و سوگوار به قتلگاه رسیدند، با صحنه های دلخراشی رو به رو شدند؛ قبرهای گمنام، خیمه های سوخته، زمین خون آلود و تفتیده، نیزه ها و شمشیرهای شکسته، همگی بیانگر اوج جنایت یزیدیان و منتهای مظلومیت عاشورائیان بود. مشاهده همین تصاویر، خود روضه و مرثیّه ای است که دل ها و چشم ها را با حال و هوای «کربلا و عاشورای محرّم 61 هجری» پیوند می دهد و «حماسه حسینی» را برای همیشه تاریخ ماندگار می سازد. عطیّه عوفی در این باره نقل می کند:
هنگامی که نزدیک قبر مطهّر سید الشّهداعلیه السلام رسیدیم، جابر به من گفت: دستم را روی قبر بگذار.(9) وقتی دستش را بر تربت آرامگاه امام نهادم، به یکباره از اعماق دل آهی کشیده و بی هوش شد؛ لذا بر سر و صورتش آب پاشیدم. چون به هوش آمد، سه بار فریاد برآورد: «یاحسین!»
آنگاه خطاب به آرامگاه امام، عرضه داشت:
«حَبیبٌ، لا یُجیبُ حَبیبَه؛ آیا دوست، جواب سلام دوستش را نمی دهد؟!»
ولی بعد از لحظه ای، با حالتی غمزده گفت:
«و إنّی لک بالجواب و قد شُحّطت اوداجک علی اثباجک و فرّق بین بدنک و رأسک؛ حسین جان! من خود، جوابم را می دهم؛ چرا که می دانم رگهای گردنت را بریده اند و بین پیکر و سرت جدایی افکنده اند. لذا پاسخ سلام دوستت را نمی دهی!»
زیارتنامه (مثنوی زیارت)
جابر در مرحله بعد، این گونه به پیشگاه سید الشّهداعلیه السلام سلام کرد:
«... فأشهد أنّک ابن خاتم النّبیّین (10) و ابن سید المؤمنین (11) و ابن حلیف التّقوی و سلیل الهدی و خامس اصحاب الکساء و ابن سید النّقباء و ابن فاطمة سیدة النّساء...؛ من گواهم که تو فرزند بهترین پیامبران و پسر سرور مؤمنان می باشی. تو فرزند هم پیمان تقوا و سلاله هدایتی و پنجمین نفر از اصحاب کساء و فرزند سرور نقیبان و پسر فاطمه سیده بانوان هستی. و چرا چنین نباشی، که سالار پیامبران با دست خود غذایت داده و در دامان پرهیزگاران پرورش یافته ای و از سینه ایمان شیر خورده ای و از دامان اسلام بر آمده ای! خوشا به حال تو در حیات و ممات که پاکیزه زیستی و پاک از دنیا رفتی! اما دل مؤمنان در فراق تو اندوهگین است؛ با این حال، شکّ ندارد که آنچه بر شما گذشت، خیر بوده است. فعلیک سلام الله و رضوانه، و أشهد أنّک مضیت علی ما مضی علیه اخوک یحیی بن زکریّا؛ پس سلام و رضوان الهی بر تو باد. و گواهی می دهم که تو همان راه را رفتی، که برادرت یحیی بن زکریّاعلیه السلام پیمود.»(12)
سپس به پیشگاه شهدای کربلا چنین سلام فرستاد:
«السّلام علیکم (13) ایّتها الأرواح الّتی حلّت بفناء الحسین (14) و اناخت برحله، أشهد أنّکم أقمتم الصّلوة و آتیتم الزّکوة و أمرتم بالمعروف و نهیتم عن المنکر و جاهدتم الملحدین و عبدتم الله حتّی أتاکم الیقین، والّذی بعث محمّداً بالحقّ نبیّاً لقد شارکناکم فیما دخلتم فیه؛ سلام بر شما ای جانهای پاک که در آستان حسین علیه السلام نزول کرده و آرمیده اید! گواهی می دهم که شما نماز را برپاداشته، زکات را ادا نموده، امر به نیکی و نهی از پلیدی کرده و با ملحدان مبارزه کرده اید و خدا را تا هنگام شهادت، پرستش و عبادت نموده اید. سوگند به آن خدایی که محمّدصلی الله علیه وآله وسلم را به حقّ برگزیده و مبعوث کرد! ما نیز در آنچه شما شهیدان در آن وارد شده اید، شریک هستیم.»
پاداش همدلی
جابر در فراز پایانی زیارتنامه اش گفته بود: «سوگند به آن خدایی که محمّدصلی الله علیه وآله وسلم را به حق برگزیده و مبعوث کرد! ما نیز در آنچه شما شهیدان در آن وارد شده اید، شریک هستیم.» از این رو، عطیّه و دیگر زائران شگفت زده شده بودند. گرچه آنها به صداقت صحابی سرشناس و عارف پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم باور داشتند، اما سزاوار است که پاسخی برای این ابهام و سؤال دریابند؛ لذا عطیّه می پرسد:
چگونه با آنان شریک هستیم و حال آنکه نه دشتی پیموده ایم، نه از بلندی و کوهی بالا رفته ایم و نه در راه خدا شمشیری زده ایم؛ اما اینان کسانی هستند که بین سرها و پیکرشان جدائی افتاده و شهید شده اند، فرزندان آنها یتیم گشته و همسران آنان بیوه شده اند؟!
جابر پاسخ داد: ای عطیّه! من از حبیبم رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم شنیدم که می فرمود:
«من أحبّ قوماً حشر معهم، و من أحبّ عمل قوم اُشرک فی عملهم؛ هرکس گروهی را دوست بدارد، با آنان محشور می شود. و هرکس کار عدّه ای را دوست بدارد، در عمل آنها شریک خواهد بود.»
جابر بعد از بیان حدیث نبوی، گفت:
«والّذی بعث محمّداً بالحقّ نبیّاً انّ نیّتی و نیّة اصحابی علی مامضی علیه الحسین علیه السلام و اصحابه؛ سوگند به خدایی که محمّد را به پیامبری برگزید! نیّت و انگیزه من و یارانم همان چیزی است که حسین علیه السلام و یارانش داشتند.»
ارزش تولّی و تبرّی
عطیّه عوفی در پایان گزارش «زیارت اربعین» می گوید:
جابر به من گفت: اکنون مرا به طرف خانه های مردم کوفه ببر. بعد از پیمودن مسافتی، خطاب به من گفت: ای عطیّه! آیا به تو سفارش و وصیّتی بکنم؟ چرا که گمان دارم پس از این سفر، دیگر تو را نبینم و باهم دیداری نداشته باشیم![عرض کردم: بفرمایید. در این موقع، آن صحابی جلیل القدر گفت:]
«أحبب محبّ آل محمّدصلی الله علیه وآله وسلم ما أحبّهم، و أبغض مبغض آل محمّد ما أبغضهم و إن کان صوّاماً قوّاماً، و أرفق بمحبّ محمّد و آل محمّد فإنّه إن تزلّ له قدم بکثرة ذنوبه ثبتت له اُخری بمحبّتهم، فإنّ محبّهم یعود الی الجنّة و مبغضهم یعود الی النّار؛ دوستدار آل پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم را دوست بدار مادامی که ایشان را دوست می دارد، و دشمن خاندان پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم را دشمن بدار مادامی که با ایشان دشمنی می کند ولو اینکه فراوان روزه بگیرد و نماز بگزارد. با دوست محمّد و اهل بیتش مدارا کن؛ چرا که اگر در اثر زیادی گناهش یک پایش بلغزد، به واسطه دوستی اش با آنان، پای دیگرش استوار بماند. بنابراین، دوستدار پیامبر و آلش به سوی بهشت می رود و بازگشت و سرانجام دشمن آنها، دوزخ خواهد بود.»
روایتی دیگر
علاّمه مجلسی در کتاب تحفةالزّائر، در ضمن بیان «زیارت اربعین»، داستان سفر زیارتی جابر را از زبان فردی به نام «عطا»(15)* می نویسد؛ که او نیز همچون «عطیّه» از همسفران جابر بود. در این گزارش، مطالب دیگری وجود دارد که می تواند موضوع این مقاله را تکمیل سازد؛ از جمله اینکه:
- جابر در کنار قبر امام، سه مرتبه «الله اکبر» گفت و سپس بیهوش شد.
- وی بعد از به هوش آمدن، این گونه سلام داد:
السّلام علیکم یا آل الله، السّلام علیکم یا صفوة الله...
- دو طرف صورتش را بر قبر مطهّر حضرت کشیده، آنگاه چهار رکعت نماز خواند.
- نزد قبر حضرت علی اکبرعلیه السلام آمده و عرضه داشت:
السّلام علیک یا مولای وابن مولای، لعن الله قاتلک، لعن الله ظالمک، أتقرّب الی الله بمحبّتکم و أبرء الی الله من عدوّکم.
- بعد از خواندن دو رکعت نماز، به پیشگاه شهدای کربلا چنین درود فرستاد:
السّلام علی الأرواح المُنیخة بقبر ابی عبدالله، السّلام علیکم یا شیعة الله و شیعة رسوله و شیعة امیرالمؤمنین و الحسن والحسین، السّلام علیکم یا طاهرون، السّلام علیکم یا مهدیّون، السّلام علیکم یا ابرار، السّلام علیکم و علی ملائکة الله الحافّین بقبورکم، جمعنی الله و ایّاکم فی مستقرّ رحمته تحت عرشه.
- سپس به جانب آرامگاه حضرت عبّاس علیه السلام رفته و این زیارتنامه را زمزمه کرد:
السّلام علیک یا اباالقاسم، السّلام علیک یا عبّاس بن علی، السّلام علیک یابن امیرالمؤمنین، أشهد لقد بالغت فی النّصیحة و أدّیت الأمانة و جاهدت عدوّک و عدوّ أخیک، فصلوات الله علی روحک الطّیّبة و جزاک الله من أخٍ خیراً.(16)
- جابر بن عبدالله انصاری بعد از خواندن دو رکعت نماز و درخواست حوائج از درگاه الهی، با شهدای کربلا وداع نموده (17) و آرام آرام از سرزمین تابناک نینوا به جانب دیگر رهسپار شد تا پیام آور اهداف مقدّس عاشورائیان بوده باشد.
پی نوشت ها:
________________________________________
1.ر.ک: سیرتنا و سنّتنا سیرة نبیّنا و سنّته(ص)، چاپ الآداب، نجف اشرف، 1384 ق.
2. نامه ها و ملاقات های امام حسین(ع)، ابوالقاسم عالمی دامغانی، ص 162 و 163، بنیاد معارف اسلامی، قم، اوّل، 1376 ش؛ اشک روان بر امیرکاروان، حاج شیخ جعفر شوشتری، ترجمه حاج میرزا محمدحسین شهرستانی، ص 246 و 247، دارالکتاب (جزائری)، قم، دهم، 1383 ش.
3. زندگانی امام حسین(ع)، ابوالقاسم سحاب، ص 603 - 601، سحاب کتاب، تهران، دوم، 1358 ش.
4. همان، ص 683.
5. فرهنگ عاشورا، جواد محدّثی، ص 127 و 128،
6. سحاب رحمت، عباس اسماعیلی یزدی، پ، ص 797، انتشارات مسجد مقدس جمکران، قم، سوم، 1380 ش؛ فرهنگ عاشورا، ص 317 و 318.
7. عدّه ای بر این باورند که: «از هنگامه رسیدن خبر شهادت به حجاز و حرکت جابر از آنجا، قهراً زمانی بیش از چهل روز را می طلبد؛ مگر اینکه بگوییم جابر از مدینه نیامده و از کوفه یا شهر دیگری عازم کربلا شده باشد.» ر.ک: بر ساحل عاشورا، هادی قطبی، ص 216، احمدیّه، قم، اوّل، 1381 ش.
8. روایت عطیّة بن سعد در منتهی الآمال، ص 536 و 537؛ سحاب رحمت، ص 800 - 797؛ قصّه کربلا، ص 527 - 525؛ زندگانی امام حسین(ع)، ص 677 - 674؛ معالی السّبطین، شیخ محمد مهدی حائری، ج 2، ص 195 - 192، منشورات الشّریف الرّضی، قم، دوم، 1363 ش؛ مقتل امام حسین(ع)، ترجمه جواد محدّثی، ص 259 و 260، شرکت چاپ و نشر بین الملل، تهران، دوم، 1382 ش آمده.
9. بنا به قولی، جابر در سال 61 هجری نابینا بود. (فرهنگ عاشورا، ص 128؛ زندگانی امام حسین(ع)، ص 677.
10. به نقل دیگر: ابن خیرالنّبیّین. (قصّه کربلا، ص 525، به نقل از بحارالانوار، ج 65، ص 130).
11.ر.ک.:ابن سید الوصیّین. (معالی السّبطین، ج 2، ص 193).
12. تولّد، زندگی و شهادت حضرت یحیی(ع) و امام حسین(ع) حوادث مشترکی دارد.
13. در نقل دیگر: السّلام علیکِ. (قصّه کربلا، ص 526).
14.ر.ک : حلّت بفناء قبرالحسین. (سحاب رحمت، ص 798).
15. عطا؛ گویا وی نیز از شاگردان جابربن عبدالله انصاری بود.
برخی گویندکه: منظور از عطا، همان عطیّه است و روایت وی تقطیع شده است... (ر.ک: تحقیق درباره روز اربعین حضرت سیّد الشّهدا(ع)، [شهید ]سید محمد علی قاضی طباطبائی، ص 140 - 138، شرکت چاپ میهن، تبریز، اوّل، 1352 ش.)
* شیخ عبّاس قمی(ره) در پایان «زیارت اربعین» می گوید که متن این زیارتنامه جابر، همانند آن زیارتی است که در قسمت «زیارت نیمه رجب» بیان شده است. ر.ک: مفاتیح الجنان.
16. مصباح الزّائر، سیّد ابن طاووس، ص 288 - 286، مؤسّسة آل البیت(ع).
17. روایت کربلا، حاج یدالله بهتاش، ص 290 و 291، نشر سبحان، تهران، سوم، 1378 ش.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 16 شهریور 1398
امام حسین(ع)از زبان شهید مطهرى




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 10 شهریور 1398

پیش از اسلام، عرب جنگ در این ماه را حرام می‌دانست و ترک مخاصمه می‌کرد؛ لذا از آن زمان این ماه بدین اسم نامگذاری شد و روز اول محرم را اول سال قمری قرار دادند. در توضیح اینکه چرا ماه‌های دیگر که جنگ در آنها حرام است، محرم نامیده نمی‌شود می‌توان گفت: چون ترک جنگ از این ماه شروع می‌شد به آن محرم گفتند.

به گزارش ایسنا، محرم ماه حماسه و شجاعت و جوانمردی، ماه ظلم ستیزی و مبارزه با تبعیض و ذلت است، محرم ماه امر به معروف و نهی از منکر فرا رسید. سلام بر حسین، سالار همه ناشران عقیده و جهاد، سلام بر سروِ بلند آزادی و معرفت که از ذلت بیزار بود و عاشق آزادی...

این ماه در مکتب تشیع یادآور نهضت حضرت سیدالشهدا و حماسه‌ جاودان کربلاست. همچنین آغاز مجالس عزاداری حضرت اباعبدالله الحسین (ع) است، که مردم را به امور اعتقادی خویش آشنا می‌کند و دستورات دین خود را از حسینیه‌ها و تکایا و مساجد به خانه‌های فکر و دل خود به ارمغان می‌برند. شرکت در مراسم عزاداری امام حسین (ع) و اشک بر سیدالشهداء(ع) از وظایف ما در زمان غیبت امام زمان (ع) است.

این ماه، یادآور دلاورمردی‌های یاران باوفای اباعبدالله الحسین(علیه السلام)، فداکاری‌های حضرت زینب کبری(سلام الله علیها)، حضرت امام سجاد(علیه السلام)، و همه‌ اسرای کاروان امام حسین(علیه السلام)، است. این ماه، یادآور خطبه‌ها و شعارهای آگاهی‌بخش سالار شهیدان، نطق آتشین حضرت زینب(سلام الله علیها) و خطابه‌ غرای زین العابدین(علیه السلام)، است.

اعمال ماه محرم

۱- به هنگام رؤیت هلال محرّم، مستحب است تکبیر بگویی و اگر می‌توانی دعای مشروحی را که سیّد در «اقبال الاعمال» آورده است، بخوانی.

۲- در شب اوّل محرّم، ۱۰۰ رکعت نماز بخوان و در هر رکعت سوره «حمد» و «قل هو اللّه» (سوره توحید) را می‌خوانی و هر دو رکعت را به یک سلام پایان می‌دهی، در روایتی از رسول خدا(ص) آمده است:

"هر کس این نمازها را بخواند و روز اوّل ماه محرّم را روزه بگیرد، مانند کسی است که در طول سال بر انجام خیر مداومت داشته باشد و تا سال آینده از فتنه‌ها محفوظ خواهد بود و اگر بمیرد، وارد بهشت خواهد شد".

۳- مطابق روایت دیگری از رسول خدا(ص) در شب اوّل محرم دو رکعت نماز می‌خوانی به این نحو:

در رکعت اوّل سوره «حمد» و سوره «انعام» و در رکعت دوم سوره «حمد» و سوره «یس». علاوه بر این نمازها، مستحب است نماز اوّل هر ماه نیز خوانده شود.

۴- در روز اوّل محرّم، روزه گرفتن مستحب است، که در روایتی امام رضا(ع) فرموده‌اند:

"هر کس این روز را روزه بگیرد و حاجت خویش را از خداوند بخواهد، خداوند دعایش را به اجابت خواهد رساند، این روز همان روزی بود که حضرت زکریّا در آن، از خداوند فرزندی را طلب کرد و خداوند دعایش را به اجابت رساند و یحیی را به وی عنایت فرمود".

۵- از امام علی بن موسی الرضا(ع) نقل شده است که رسول گرامی اسلام(ص) روز اوّل محرّم، دو رکعت نماز می‌خواندند و پس از نماز، دست‌ها را بلند می‌کردند و این دعا را سه مرتبه قرائت می‌فرمودند:

اَللّهُمَّ اَنْتَ الاِْلهُ الْقَدیمُ، وَ هذِهِ سَنَةٌ جَدیدَةٌ،

خدایا تویی معبود ازلی و این سال تازه است

فَاَسْئَلُکَ فیهَا الْعِصْمَةَ مِنَ الشَّیْطانِ، وَ الْقُوَّةَ عَلی هذِهِ النَّفْسِ الاَْمّارَةِ بِالسُّوءِ، وَ الاِْشْتِغالَ بِما یُقَرِّبُنی اِلَیْکَ،

از تو خواهم در این سال نگهداریم را از شیطان و نیروی بر این نفس که پیوسته به گناه فرمان می‌دهد و سرگرمی بدانچه مرا به تو نزدیک کند

یا کَریمُ یا ذَاالْجَلالِ وَالاِْکْرامِ، یا عِمادَ مَنْ لا عِمادَ لَهُ، یا ذَخیرَةَ مَنْ لا ذَخیرَةَ لَهُ، یا حِرْزَ مَنْ لا حِرْزَ لَهُ، یا غِیاثَ مَنْ لا غِیاثَ لَهُ، یا سَنَدَ مَنْ لا سَنَدَ لَهُ، یا کَنْزَ مَنْ لا کَنْزَ لَهُ،

ای صاحب جلالت و بزرگواری، ای تکیه گاه کسی که تکیه گاهی ندارد، ای ذخیره آن کس که ذخیره ندارد، ای پناهگاه آن کس که پناهگاهی ندارد، ای فریادرس آن کس که فریادرسی ندارد، ای پشتیبان آن کس که پشتیبانی ندارد، ای گنج آن کس که گنجی ندارد،

یا حَسَنَ الْبَلاءِ، یا عَظیمَ الرَّجآءِ، یا عِزَّ الضُّعَفآءِ، یا مُنْقِذَ الْغَرْقی، یا مُنْجِیَ الْهَلْکی، یا مُنْعِمُ یا مُجْمِلُ، یا مُفْضِلُ یا مُحْسِنُ،

ای که آزمایشت نیکوست، ای بزرگ مایه امید، ای عزت بخش ناتوانان، ای نجات بخش غریقان، ای خلاص کننده هالکان، ای نعمت بخش، ای زیباپرور، ای فزون بخش، ای نیکوده،

اَنْتَ الَّذی سَجَدَ لَکَ سَوادُ اللَّیْلِ وَنُورُ النَّهارِ، وَضَوْءُ الْقَمَرِ وَشُعاعُ الشَّمْسِ، وَدَوِیُّ الْمآءِ وَحَفیفُ الشَّجَرِ، یا اَللهُ لا شَریکَ لَکَ،

تویی که سجده کرد (و به کمال خضوع درآمد) برایت سیاهی شب و روشنی روز و تابش ماه و شعاع خورشید و صدای ریزش آب و بهم خوردن درخت، ای خدایی که شریک نداری،

اَللّهُمَّ اجْعَلْنا خَیْراً مِمّا یَظُنُّونَ، وَاغْفِرْلَنا ما لا یَعْلَمُونَ، وَلا تُؤاخِذْنا بِما یَقُولُونَ، حَسْبِیَ اللهُ لا اِلهَ اِلاَّ هُوَ،

خدایا قرارمان ده بهتر از آنچه مردم گمان کنند و بیامرز از ما آنچه را که نمی‌ دانند و مگیر ما را بدانچه گویند بس است مرا خدا، معبودی جز او نیست،

عَلَیْهِ تَوَکَّلْتُ وَهُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظیمِ، امَنّا بِهِ، کُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا، وَما یَذَّکَّرُ اِلاَّ اُولُوا الاَْلْبابِ،

بر او توکل کنم و اوست پروردگار عرش عظیم، ایمان داریم به او و هرچه هست از نزد پروردگار ماست و اندرز نگیرند جز خردمندان،

رَبَّنا لاتُزِغْ قُلُوبَنا بَعْدَ اِذْ هَدَیْتَنا، وَهَبْ لَنا مِنْ لَدُنْکَ رَحْمَةً، اِنَّکَ اَنْتَ الْوَهّابُ.

پروردگارا منحرف مساز دل‌های ما را پس از آن که هدایتمان کردی و ببخش به ما از پیش خود رحمتی که براستی تویی بخشایشگر.

۶- مرحوم «شیخ طوسی» فرموده است که مستحب است دهه اوّل محرّم را روزه بگیرد؛ ولی در روز عاشورا از غذا و آب امساک نماید، امّا روزه نگیرد، و چون وقتِ عصر فرا رسید، به مقدار کمی، تربت تناول کند (زیرا روزه گرفتن در این روز شیوه بنی امیّه بود که به شکرانه جریان کربلا، روزه می‌گرفتند(.

برخی از وقایع این ماه به شرح زیر است:

اول محرم

آغاز سال هجری قمری است، گرچه هجرت در ماه ربیع‌الاول صورت گرفت، ولی به مناسبت آغاز سال، سزاوار است همه مؤمنان به یاد حادثه عظیم هجرت و آثار مهم آن در تاریخ اسلام و فداکاری‌های مولای متّقیان علی(ع) در لیلة‌المبیت باشند.

دوم محرم

روز ورود امام حسین(ع) و یارانش به سرزمین کربلا (در سال ۶۱ هجری قمری) است که سرآغاز حماسه‌های عظیم عاشوراست.

هفتم محرم

روز بستن آب به روی سپاه امام حسین (ع) است، در این روز دستوری از سوی عبیداللّه بن زیاد برای عمر بن سعد رسید که بین حسین(ع) و یارانش و آب حایل شوند، تا قطره‌ای از آب فرات ننوشند.

نهم محرم: تاسوعا

«شیخ کلینی» از امام صادق(ع) نقل می‌کند که آن حضرت فرمودند: "روز تاسوعا، روزی است که امام حسین(ع) و یارانش را در کربلا محاصره کرده و دشمنان برای جنگ با آن حضرت اجتماع کردند و پسر مرجانه و عمر بن سعد از زیادی لشکر خویش خوشحال شدند و امام حسین(ع) و اصحابش را در آن روز ضعیف شمردند و یقین کردند که برای امام حسین(ع) یاوری نخواهد آمد و مردم عراق وی را کمک نخواهند کرد" آنگاه آن حضرت فرمودند:

بِأبی المُسْتَضْعَفُ الغَریبُ، پدرم فدای آن ضعیفِ غریب باد.

در این روز شمر همراه با نامه‌ای از سوی عبیداللّه بن زیاد خطاب به عمر بن سعد وارد کربلا شد که بر امام حسین(ع) و یارانش سخت بگیرد تا تسلیم شوند و وادار به بیعت گردند و در صورت امتناع، همه آنها را به قتل برساند. امام حسین(ع) حاضر به پذیرش ذلّت بیعت با دشمن نشد، ولی از آنان خواست که آن شب را به وی مهلت دهند، تا به عبادت و دعا و نماز بپردازد و فردا در معرکه نبرد با آنان روبه رو خواهد شد.

دهم محرم (عاشورا)

روز پرحماسه و فراموش نشدنی تاریخ اسلام و تشیّع، روز فداکاری، جانبازی و شهادت سرور و سالار شهیدان حضرت اباعبداللّه الحسین(ع) و یاران باوفایش، در سرزمین کربلا (در سال ۶۱ هجری قمری) است.

دوازدهم محرم

روز شهادت امام زین‌العابدین(ع) (بنابر روایتی در سال ۹۴ یا ۹۵ هجری قمری) است.

بیست و پنجم محرم

روز شهادت امام زین‌العابدین(ع) است بنابر روایتی دیگر.

منبع:

پایگاه اینترنتی آیت‌الله ناصر مکارم شیرازی www.makarem.ir





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 10 شهریور 1398




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 10 شهریور 1398

دهه ی كرامت، 10 روز نخست ماه ذی‌العقده است كه با سالروز ولادت حضرت معصومه(س) آغاز می شود و تا سالروز میلاد امام رضا(ع) ادامه دارد. این دهه ی مبارك یادآور بسیاری از نكته های متعالی و مفاهیم ارزشمند در دین مبین اسلام است. فرصتی شایسته كه لطیف‌ترین علایق، مهر و وفای بی همتای یك خواهر نسبت به مقام شامخ و والای برادر خویش را نشان می دهد. 
كرامت به معنای بزرگواری است و اصل كرامت در روایات ائمه معصومین(ع) ملاك دینداری انسان ها شناخته می شود، آنچنان كه حضرت محمد(ص) فرمودند: «بزرگواری مرد همان دین او است.» 
دلیل همزمانی دهه ی كرامت با ولادت با سعادت امام هشتم(ع) و حضرت معصومه(س)، كرامت و بزرگواری این بزرگواران و حضور پربركت آنان در ایران اسلامی است. 
دهه ی كرامت هنگامه ای ارزشمند برای مردمان این مرز و بوم به شمار می رود تا از بركات و آثار گرانبهای هجرت بزرگان دین اسلام به این سرزمین بهره مند شوند. 
اكنون در آستانه ی میلاد زینت بخش مهد اسلام، حضرت معصومه (س) مسلمانان غرق در شادی و سرورند. انسانی فرهیخته و والامقام همچون حضرت معصومه(س) كه پیروان راستین خاندان اهل بیت(ع) سال ها در انتظار میلاد این بزرگوار بودند زیرا پیش تر امام صادق(ع) بشارت آمدنش را داده بود. بانویی كه به نقل از امام ششم(ع) با شفاعت او تمامی شیعیان وارد بهشت خواهند شد. 
حضرت فاطمه معصومه(س) در یكم ذی القعده 173 هجری قمری در مدینه چشم به جهان گشود. پدر بزرگوارش حضرت موسی بن جعفر(ع) امام هفتم شیعیان و مادر پاكدامنش نجمه(س) از پرهیزگارترین بانوان عالم بود. 
امام رضا(ع) به دلیل سرشت پاك این بانوی ارجمند، ایشان را معصومه می خواند و از دیگر لقب های وی می توان به كریمه اهل بیت، طاهره، رشیده، تقیه، رضیه، مرضیه، سیده صدیقه، سیده رضیه مرضیه، سیده نساء العالمین، محدثه و عابده اشاره كرد. 
هنگامی كه كریمه اهل بیت(س) 10 سال داشت، پدر بزرگوارش كه پیوسته در زندان هارون الرشید به سر می برد، به شهادت رسید و از آن پس با تربیت و مراقبت برادرش امام رضا(ع) رشد و پرورش یافت. 
بانوی فضل و كرامت در معیارهای ارزشی اسلام پیشتاز بود و در علم، كمال، تقوا و قداست جایگاه ارزشمندی داشت. حضرت معصومه(س) در راه اثبات ولایت گام های بسیاری برداشت و با نقل روایت های بسیار درباره ی پیشوایی امام علی (ع) به اثبات ولایت ایشان و دیگر امامان معصوم(ع) پرداخت. 
امام هشتم شیعیان در وصف مقام و منزلت این بانوی بزرگوار فرموده است: «فردی كه حضرت معصومه(س) را در قم زیارت كند مانند آن است كه مرا زیارت كرده است.» 
حضرت معصومه(س) یك سال پس از هجرت تبعید گونه ی امام رضا (ع) به مرو و مشهد، در 201 هجری قمری برای دیدار برادر و نشر پیام ولایت به همراه عده ای از نزدیكان خود از حجاز راهی خراسان شد اما در میانه ی راه و پس از رسیدن به شهر ساوه با مخالفان اهل بیت(ع) كه از پشتیبانی ماموران حكومت برخوردار بودند، روبرو شد و جنگی نابرابر به راه افتاد. در این واقعه تعداد زیادی از همراهان آن حضرت به شهادت رسیدند. 
ایشان در این میان به دلیل بیماری، توان ادامه ی مسیر را به سمت مشهد نداشت بنابراین به همراه تعداد كمی از یارانش به طرف قم حركت كرد و پس از استقبال مردم این شهر، برای استراحت به منزل موسی بن خزرج از شیفتگان اهل بیت(ع) رفت و مدتی در آنجا ماند، اما پس از تحمل 17 روز بیماری این دیار فانی را ترك كرد و به دیدار حق شتافت. 
روز میلاد حضرت فاطمه معصومه(س) به پیشنهاد فرهنگسرای دختران و تایید شورایعالی انقلاب فرهنگی در 1385 هجری خورشیدی به عنوان روز دختران نامگذاری شد تا گوهرهای پاك سرشت این سرزمین اسلامی با الگو گرفتن از كریمه ی اهل بیت(ع) و به كار گیری توانایی ها و استعدادهای خود به عنوان یك زن مسلمان نقش موثرتری را در خانواده و جامعه ایفا كنند. 
** پژوهشگر گروه اطلاع رسانی ایرنا به بهانه ی سالروز میلاد حضرت معصومه(س) و روز دختران با «حجت الاسلام علی آقا بابا» كارشناس مسایل دینی و مشاور امور خانواده به گفت و گو پرداخت. 
حجت الاسلام علی آقا بابا با اشاره به شخصیت بالای این بانوی نیك سرشت، گفت: حضرت معصومه(س) به دلیل علم، مقام، شخصیت و منزلت بالا از روایت كنندگان حدیث محسوب می شود. وی از اجداد طاهر خود هزاران حدیث را برای مردم و دوستداران اهل بیت(ع) بازگو كرد. همچنین در مقام تقوای ایشان آمده است كه ایمان این بانو به اندازه ای بود كه در آن زمان فردی هم مقام ایشان برای ازدواج یافت نشد. 
وی در ادامه تصریح كرد: امام صادق(ع) سال ها پیش از میلاد حضرت معصومه(س) فرمود كه به زودی بانویی از فرزندانم به طرف قم هجرت می كند كه نامش فاطمه دختر موسی بن جعفر است و با شفاعت او تمامی شیعیانم وارد بهشت می شوند. این امام همام همچنین از شهر قم سخن گفته و آن مكان را حرم خاندان رسالت عنوان كرده است. 
این كارشناس مسایل دینی درباره ی هجرت حضرت معصومه(س) به ایران، گفت: وی به دعوت برادر بزرگوارش امام رضا(ع) از حجاز به سمت ایران حركت كرد اما دشمنان ائمه اطهار(ع) با آگاهی از ورود ایشان، برای جلوگیری از افزایش یاران و قدرت امام هشتم شیعیان(ع) كه در آن زمان در مشهد به سر می برد، كاروان بانوی كرامت را به محاصره خود درآوردند با این اقدام ظالمان و دشمنان امامت، تعداد زیادی از همراهان وی از جمله 40 تن از فرزندان ائمه(ع) به شهادت رسیدند و ایشان نیز كه بسیار بیمار شده بود به همراه افراد كمی از یارانش به طرف شهر قم حركت كرد. پس از رسیدن به این شهر كریمه ی اهل بیت(ع) با استقبال مردم قم كه در حدیث و روایت هایی به مقدس و محل نشر دین بودن آن اشاره شده است، روبرو شد. 
وی در ادامه بیان داشت: حضرت معصومه(س) پس از یك دوره بیماری دیده از جهان فرو بست و شیعیان در سوگ درگذشت او داغدار شدند. این بانوی فضل و كرامت به دلیل همراهی برادر و خطابه های كوبنده اش به زینب دوم شهرت داشت با احترام و استقبال شیعیان قم در این شهر تشییع شد و اینك بارگاه ملكوتی ایشان مامن امنی برای عاشقان اهل بیت، مركز نشر دین و احادیث ائمه اطهار است. 
حجت الاسلام علی آقا بابا در پایان وجود دختر را مایه ی خیر و بركت فراوانی برای خانواده دانست و با توجه به سالروز میلاد حضرت معصومه(س) كه روز دختران نامیده شده است، گفت: دختران باید قدر خود را بدانند چرا كه در نزد ائمه اطهار(ع) دارای قدر و منزلت بسیاری هستند و در حدیث های مختلف نیز بر مقام دختر و ارزش آن تاكید شده و از پیامبر(ص) نیز نقل شده است اگر در خانه ای دختری باشد روزی 12 نوع بركت در آن خانه نازل می شود. 




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 16 تیر 1398

رمضان، ماه آشتی کنان ترکمن‌ها

ترکمن‌های ایران به لحاظ کثرت آداب و رسوم در زندگی روزمره، دارای فرهنگی بسیار غنی هستند. این مردم به‌دلیل داشتن پیشینه فرهنگی بسیار قدیمی، تقریبا برای هر مناسبتی، مراسم خاصی دارند که یکی از این مناسبت‌ها، ماه مبارک رمضان است. فرارسیدن این ماه سبب خوشحالی هر ترکمنی می‌شود.

آنها در این ماه از مرد و زن و پیر و جوان با شور و شعفی بسیار، غیر از به جای آوردن فرایض، در تمامی مراسمی که ویژه این ماه برگزار می‌شود، شرکت می‌کنند. در بسیاری از مناطق ترکمن نشین، رسم است که زنان و دختران ترکمن آخرین جمعه قبل از حلول ماه رمضان، به شکل دسته جمعی، مسجد محل خود را نظافت کنند. برخی از خانواده‌ها نیز سجاده‌هایی از جنس قالیچه و نمد را که به آن نماز لیق می‌گویند، به مسجد محل خود اهدا می‌کنند.

رویت هلال ماه رمضان نیز در میان ترکمن‌ها با هیجان خاصی همراه است. یکی دیگر از سنت‌های حسنه ترکمن‌ها پیش از آغاز ماه مبارک رمضان برگزاری مراسم آشتی کنان است؛ به این ترتیب که ریش سفیدان هر محله که به آنها یاش اولی می‌گویند بنا به ابتکار خود، افرادی را که با هم کدورت دارند، بدون اطلاع از همدیگر برای صرف چای به خانه دعوت می‌کنند و آنها را با هم آشتی می‌دهند. در طول ماه مبارک رمضان، مساجد ترکمن‌ها پر از ازدحام است و حال وهوای خاصی دارد.

آخرین جمعه ماه شعبان ‌در شیراز

شیرازی‌ها، آخرین جمعه ماه شعبان را کلوخ اندازان گویند؛ در این روز رسم است که مردم دسته دسته به گردشگاه‌های اطراف شهر می‌روند و آن روز را با خوشی به شام می‌رسانند چون باور دارند که ماه مبارک رمضان، ماه عبادت است و در این ماه فقط باید عبادت کرد.

از چند روز مانده به رمضان، بعضی از خانواده‌ها نذر دارند و افطاری می‌دهند و بیشتر میهمانی‌ها به شکل افطاری برگزار می‌شود. همچنین رسم است که پس از افطار، مردم به دید و بازدید می‌روند و گاهی تا وقت سحر دور هم می‌نشینند، صحبت می‌کنند و شب چره‌ای شامل تنقلاتی مانند رنگینک، زولبیا و بامیه می‌خورند.

خانواده‌هایی که دختری را شوهر داده باشند، در نخستین ماه رمضان پس از عروسی، خود را موظف می‌دانند تا افطاری کاملی به نام روز والون تهیه کنند و همراه با گل برای عروس بفرستند.

در استان فارس چند روز قبل از ماه مبارک رمضان زنان خانه‌دار به فکر تهیه خواربار، ترشیجات، ادویه جات، عرقیات و چاشنی‌های گوناگون می‌افتند.با دیدن هلال ماه نو و شروع مهمانی خدا، حال و هوای شهر دگرگون می‌شود و مردم بعد از دیدن هلال ٣ صلوات می‌فرستند و می‌گویند: الهی که ماه شریف و مبارک و با برکتی برای همه عزیزان و غریبان نو شده باشد. بر سفره افطاری مردم جهرم فارس می‌توان نان روغنی، نان فتیرخانگی و نان بازاری را مشاهده کرد. خرما، پنیر، یکی دو نوع مربا و حلوا هم از دیگر خوراکی‌های هنگام افطار آنهاست.

 استان مرکزی و بیدار شدن در سحرها با طبل ‌

متداول‌ترین سنت که در شهرها و روستاهای استان مرکزی با گذشت زمان هنوز دستخوش تغییر نشده، تهیه نان مخصوص «فتیر» است. هنوز هم بسیاری از کدبانوهای شهری و روستایی در تنورها یا فرهای خانگی، اقدام به طبخ این نان شیرینی سنتی برای سفره افطار می‌کنند. گوش فیل، شیرینی مرسوم مردم استان در ماه رمضان است که از هفته قبل از حلول ماه در قنادی‌ها دیده می‌شود.

بسیاری از مردم استان «آش رشته» غذای اصلی هر روزه سفره افطارشان است و کل جوش و شله زرد نیز دسر نیروبخش در کنارش به شمار می‌آید.هنوز هم مردم شهر و روستاهای خنداب، هنگام سحر با صدای چوبی که نوجوان قنوت گوی مسجد بر تشت می‌کوبد و صدای مناجات پیرترین اذان گو که فرازهایی از دعای خواجه عبدا…انصاری را با بانگ بلند در کوی و برزن می‌خواند با ندای «برخیزید سحر از راه رسید» از خواب برمی خیزند. پیرمرد در جلو و نوجوان در پشت سر از کوچه‌های شهر یا روستا یک به یک می‌گذرند و تا روشن شدن چراغ خانه بر سر در هر خانه می‌ایستند.

کلیدزنی کرمانی‌ها در شب‌های قدر

مردم کرمان نیز در ماه مبارک رمضان آداب و رسوم ویژه‌ای را دنبال می‌کنند و در تزکیه نفس و انجام عبادات و فرایض مقدس این ماه مقید هستند. مردم کرمان سعی می‌کنند هرگونه جشن و مراسمی را که تدارک دیده‌اند قبل از حلول ماه مبارک رمضان در ماه شعبان برگزار کنند.

در قدیم، اوایل ماه مبارک رمضان در بین خانم‌ها به‌ویژه زنان سالخورده رسم بود به خاطر خواصی که در قهوه وجود دارد، پس از حل کردن آن در آب، آن را به پیشانی خود می‌مالیدند.

در کرمان بزرگ‌ترها با دادن سرروزه‌ای به دختران و پسران که نوعی هدیه و کادوی مناسب بود، بچه‌هایی را که به سن تکلیف می‌رسیدند، به انجام فریضه روزه داری ترغیب می‌کردند. یکی دیگر از رسوم ماه رمضان در برخی مناطق استان کرمان خواندن ا…رمضونی پسران و کلیدزنی دختران در شب‌های قدر است.

دوخت کیسه برکت در همدان

قدمت سنت‌های ویژه ماه‌مبارک رمضان در همدان به تاریخ اسلام برمی گردد و با وجود گذشت سالیان متمادی، بسیاری از این سنت‌ها همچنان پابرجاست.

یکی از سنت‌های قدیمی این ماه در همدان، مراسم کیسه برکت در روز ٢٧رمضان است؛ در این روز، زنان روزه دار هنگام رفتن به مسجد و اقامه نمازظهر به همراه خود پارچه و نخ و سوزن می‌برند و در بین دو نماز ظهر و عصر با استفاده از این وسیله‌ها به کار دوختن یک یا چند کیسه برکت مشغول می‌شوند.

به اعتقاد مردم همدان هر فردی که داخل این کیسه پول بریزد، خداوند به وی مال و دارایی زیاد می‌بخشد. از دیگر آداب مخصوص این ماه در همدان، آیین توزیع آجیل مشکل گشا به هنگام افطار به قصد نیت و طلب حاجت است. یکی دیگر از رسوم مردم همدان در ماه مبارک رمضان جمع‌آوری خرده‌های نان سفره افطاری است.

جشن ختم قرآن در خاش

در ماه رمضان مسجدهای شهرستان خاش استان سیستان و بلوچستان حال و هوای دیگری دارد و بر تعداد شرکت‌کنندگان در آیین‌های مذهبی افزوده می‌شود.

مردم شهرستان خاش از دیرباز رمضان را ماه دوستی، وحدت، محبت و احترام به بزرگان می‌دانند و آن‌را عزیز و گرامی می‌دارند. خواندن ۲۰ رکعت نماز تراویح در طول ماه مبارک رمضان یکی از سنت‌هایی است که مردم مسلمان اهل سنت خاش آن‌را به‌شکل گسترده‌ای در مسجدها انجام می‌دهند و جشن ختم قرآن کریم می‌گیرند.

روزه‌داران هر شب در ۵۰۰ مسجد خاش پس از افطار، نماز ۲۰ رکعتی تراویح را اقامه می‌کنند و تا پاسی از شب به خواندن قرآن مشغول می‌شوند.

همچنین در ماه‌های شعبان و رمضان در حوزه‌های علمیه و مسجدهای این شهرستان قرآن کریم تفسیر می‌شود.قرآن‌خوانی و دادن صدقه فطر، صله ارحام و اطعام خویشان و نزدیکان از دیگر اعمالی هستند که مردم در ماه مبارک رمضان به آنها پایبندند. مردم روزه را با خرما و یا آب باز می‌کنند و سفره‌های آنها در وقت افطار با حلوای خرما، نان، شربت و آب تزیین می‌شود.

نذر برای آزادی زندانیان در مازندارن

بسیاری ازمردم مازندران برای برآورده شدن آرزوها و ارتباط معنوی با خدا۳ روز مانده به ماه مبارک رمضان را روزه می‌گیرند. در مازندران افرادی که حاجتی داشته باشند برای برآورده شدن آن نذر ختم انعام می‌کنند و برای این کار از کسانی که در قرائت قرآن تبحر دارند دعوت می‌کنند و به هنگام خواندن قرآن مقداری نمک، چند قرص نان و چند ظرف آب در سینی بزرگی می‌گذارند و در مجلس قرار می‌دهند.

پس از خواندن سوره انعام، افراد روزه خود را با غذاهایی که در سینی قرار دارد باز می‌کنند و نان‌های باقی‌مانده را به‌عنوان تبرک در سفره نان قرار می‌دهند تا برکت پیدا کند و در ادامه صاحب مجلس سفره افطار را پهن می‌کند.

قدیم در مازندران رسم بود افرادی که فرزند پسر می‌خواستند نذر می‌کردند که در طول ماه مبارک رمضان مردم را برای خوردن سحری بیدار کنند، به این صورت که یک پیت حلبی خالی به گردن خود می‌آویختند و با چوب به آن ضربه می‌زدند تا مردم برای سحری بیدار شوند که البته این رسم‌ها هم‌اکنون از بین رفته است.

نذر حلوا از دیگر نذورات مردم این منطقه است که در شب ۱۵ ماه مبارک رمضان همزمان با میلاد امام حسن مجتبی(ع) زنان به‌عنوان نذر، قند، چای، خرما و زغال به مسجد می‌برند که این کار تا پایان ماه مبارک رمضان ادامه دارد.

همچنین در کنار این مواد حلوا، آش، زولبیا و بامیه سنتی، فرنی، آبگوشت و باقلای پخته با پلو به میان روزه‌داران می‌برند. در ساری در زمان افطاری هر کسی که نذر داشت مجمعه‌ای از تمام نذورات خود را به‌عنوان افطاری درست می‌کرد و به زندان شهر می‌برد.

کسانی که در مازندران برای نخستین بار به سن تکلیف می‌رسند و روزه می‌گیرند تا زمانی که از جانب بزرگ‌ترها به‌عنوان روزه‌سری هدیه‌ای نگیرند، افطار نمی‌کنند.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 24 اردیبهشت 1398

برکات ماه مبارک رمضان


خدا را شاکریم که توفیق درک ماه رمضان دیگری را به ما عنایت نمود. ان شاء الله این ماه رمضان، ماه سلامت، امنیت، آرامش، آمرزش و ماه پیوند با ولایت باشد. بیاییم با گوشه ای از برکات این ماه عزیز آشنا شویم.

ماه مبارک رمضان، ماه گسترش سفره است.
آن هم چه سفره ای! رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم فرمودند: «تاکنون این سفره را نه کسی دیده، و نه کسی شنیده و نه به قلب کسی خطور کرده است. برسر این سفره فقط یک گروه می نشینند. این گروه فقط روزه دارها هستند.[1]

سفره ای که یک ماه گسترده و همه چیز در آن فراوان است، اگر انسان نتواند از این سفره بهره ببرد، خیلی غافل و مغبون است.

 

ماه رمضان، ماه فرصت
ماه رمضان، ماه فرصت یابی است.
1- ماه فرصت آشتی با خدا است؛ ماه ازدیاد تقوا و ماه تقویت اراده است. آن هایی که می گویند: به خدا قول می دهیم که دیگر گناه نکنیم، اما زیرش می زنیم؛ می توانند در این ماه عزیز اراده خود را تقویت کنند. شما که روز ماه رمضان از همسر حلالت اجتناب می کنی، پس می توانی از زن حرام در غیر ماه رمضان هم اجتناب کنی. تو که اراده ات، اراده است به خصوص هنگام غروب که چشمت سیاهی می رود، نزدیک آب نمی روی! پس می توانی دنبال مواد مخدر نروی، می توانی دنبال لقمه حرام نروی، می توانی دنبال شراب نروی.

 

 حدیث از پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم است که می فرماید: هرگاه «صائم»و روزه دار در جواب کسی که به او فحاشی می کند، بگوید: «إنّی صَائِمٌ، سَلامٌ عَلیک» ببخشید من جوابت را نمی دهم، فرمود: این در واقع حجابی از نور است که به شکل مانع و سدّی از رحمت خدا می آید و او را از آتش باز می دارد.[2] می گوید: او خودش را کنترل کرد. ماه رمضان فرصت تقویت اراده، فرصت حسن خلق و حسن برخورد است.

2- ماه فرصت نظم و برنامه ریزی است؛ به موقع بیدار شویم، به موقع بخوریم و به موقع بیاشامیم.


عظمت ماه رمضان
پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله و سلم فرمودند: اگر بنده ارزش ماه رمضان را می دانست، آرزو می کرد که سراسر سال رمضان باشد. [3] لذا بزرگان ما مقید بودند روز اول ماه رمضان دو رکعت نماز شکر بخوانند که خدا را شکر زنده ماندند و ماه رمضان را درک کردند.


 غل و زنجیر شدن شیطان در این ماه
در این ماه شیطان بسته می شود. خیلی عجیب است شیطان که خیلی فعال است. چگونه در این ماه بسته می شود؟

امیرالمۆمنین علیه السلام می فرماید: «شیطان عقده، عقده پیش می آید»یعنی گره، گره.[4] به گفته یکی از بزرگان که می فرمود: «ابتدا شیطان، گره تعلق به مستحبات را از دل آدم باز می کند. آرام آرام مستحبات را کنار می گذاری. دوم شیطان گره تنفر از مکروهات را باز می کند؛ می گوید: مکروه عیبی ندارد و مکروه را مرتکب می شوی. در مرحله سوم گره علاقه به واجبات را باز می کند. پس نسبت به واجبات سست می شوی. چهارم گره تنفر از حرام را باز می کند و حرام را مرتکب می شوی».

حالا چرا شیطان در این ماه دستش بسته می شود؟! دلیلش این است که آدم یا مستحب انجام می دهد یا واجب. می خوابی، خوابت عبادت محسوب می شود. نفست تسبیح محسوب می شود. مسجد می آیی، قرآن می خوانی و یا از تلویزیون سخنرانی گوش می دهی؛ چون در این ماه این گره ها را سفت می کنی شیطان نمی تواند به تو راه پیدا کند.

البته اینکه گفته اند شیطان بسته است، نسبی است، در همین ماه رمضان انسان هایی هستند که جنایت می کنند، عرق می خورند، معصیت می کنند، حتی نماز هم نمی خوانند.

قرآن می فرماید: هر کس نور خدا در زندگی اش کم رنگ شود؛ شیطان ایمانش را سرقت می کند[5] و شیطان همراهش می شود. لذا تا هنگامی که نور خدا قوی است، او نمی تواند بیاید. در ماه رمضان نور خدا قوی است. در همه خانه ها قرآن تلاوت می شود و زبان ها مشغول ذکر خداست. طبیعتاً می گویند که دست شیطان بسته است و درهای رحمت باز است.

پنج جایزه برای فرد روزه دار
نبی مکرم اسلام صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: فرد روزه دار پنج جایزه دارد:

1- نظر لطف خداوند شامل بنده اش می شود.

2- تمام شبانه روز ماه رمضان ملائکه برای روزه دار طلب مغفرت می کنند و می گویند: خدایا او را بیامرز.

3- خداوند در اول ماه رمضان به بهشت فرمان می دهد: خودت را برای بنده من زینت کن.

4- وقتی ماه تمام شود و بنده از این ماه عبور کند، آخرین شب ماه رمضان، خداوند همه گناهانش را می آمرزد. کسی بلند شد و گفت: آیا منظورتان شب قدر است؟ فرمود: نه، شب عید؛ چون مزد کار را آخرش می دهند.

5- بوی دهان آنها که به ظاهر بوی خوشی نیست نزد خدا مانند مشک و عنبر است.[6]

ماه ازدیاد تقوا و ماه تقویت اراده است. آن هایی که می گویند: به خدا قول می دهیم که دیگر گناه نکنیم، اما زیرش می زنیم؛ می توانند در این ماه عزیز اراده خود را تقویت کنند. شما که روز ماه رمضان از همسر حلالت اجتناب می کنی، پس می توانی از زن حرام در غیر ماه رمضان هم اجتناب کنی. تو که اراده ات، اراده است به خصوص هنگام غروب که چشمت سیاهی می رود، نزدیک آب نمی روی! پس می توانی دنبال مواد مخدر نروی، می توانی دنبال لقمه حرام نروی، می توانی دنبال شراب نروی
اما شرط این پنج جایزه: پیغمبر گرامی اسلام حضرت محمد صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: اگر کسی شش مدرک زیر را ارائه کرد؛ «غَفَرَاللهُ لَهُ ذُنوبَهُ»، آن جایزه ها را به او می دهند :

1- «أن یَحفَظَ دینَهُ»، دینش را حفظ کند و نگذارد دین و اعتقاداتش ضعیف شود.

2- «وَ یَصُونَ نَفسَه»؛ خودش را کنترل کند. در بازار، در خیابان، در کوچه، در این دنیایی که فتنه ها و آماج معصیت رو آورده، خودش را حفظ کند.

3- «وَ یَصِلَ رَحِمَهُ»؛ ماه رمضان ماه رفع کدورت است. تنظیم کند شب ها به خانه بستگان برود و کدورت ها را دور بریزد.

4- «وَ لا یُۆذِیَ جَارَهُ»؛ همسایه اش را اذیت نکند. با بوق ماشینش، و با داد و فریاد بچه اش در کوچه، آزار ندهد.

5- «یَرعَی إخْوانَهُ»؛ حقوق مردم را رعایت کند.

6- «وَ یَخزُنَ لِسَانَهُ»؛ زبانش را کنترل کند.[7]

دیدیم سه مورد از این شش مورد که بیان شد به حق مردم بر می گردد: صله رحم، همسایه و مراعات مردم، و سه مورد دیگر مربوط به خود انسان می شود: کنترل زبان، حفظ دین و نگهداری خویش.

تا چشم روی هم بگذاریم ماه رمضان تمام می شود، بیاییم از لحظه لحظه این ماه عزیز استفاده کنیم. اگر افطار و سحر را با خواندن «انّا اَنْزَلناه»شروع کنیم، خداوند میان سحر و مغرب پاداش شهدا را به ما می دهد. هر کس وقت افطار صدقه بدهد اگر چه به اندازه یک قرص نان، برای او تبدیل به حجابی از آتش می شود. خداوندا توفیق بهره گیری از برکات این ماه عزیز را به ما ارزانی ده.


آمد رمضان هست دعا را اثری
دارد دل من شور و نوای دگری

ما بنده عاصی و گنهكار توییم
ای داور بخشنده بما كن نظری

 
پی نوشت ها :                               
1. حکم النبی صلی الله علیه و آله و سلم، ج 37، ص 6.
2. کافی، ج 4، ص 88.
3.  بحارالانوار، ج 93، ص 346.
4. نهج البلاغه، خطبه 121.
5. زخرف، 36.
6. بحارالانوار، ج 93، ص 364.
7. مستدرک الوسائل، ج 7، ص 370.
منبع : اقتباسی از سخنرانی حجه الاسلام رفیعی در سایت پژوهشکده باقر العلوم علیه السلام
tebyan.net





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 19 اردیبهشت 1398




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 22 اسفند 1397
                                                                                             پیامبر اکرم (ص):
                                                             هر کس پیشانی مادر خویش را ببوسد، از آتش جهنم دور می ماند





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 22 اسفند 1397




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 22 اسفند 1397

پیروزی انقلاب اسلامی در 22 بهمن

با وجود همه ناباوری‌ها و تمامی تلاش‌هایی كه در سطح بین‌‌المللی برای حفظ رژیم شاه و جلوگیری از موفقیت امام خمینی به عمل آمد، انقلاب اسلامی در مرحله نخست مبارزات خویش در روز 22 بهمن پیروز گردید و از این جهت پیروزی آن بیشتر به یك معجزه شبیه بود تا تحولی عادی. به جز امام‌خمینی و توده‌‌های بی‌شماری كه خارج از تحلیل‌های معمول، به گفته‌‌ها و وعده‌های امام باور قلبی داشتند، عموم تحلیل‌گران سیاسی و همه كسانی كه در رخدادها و حوادث ایران دخیل بودند وقوع چنین پیروزی را حتی تا روزهای واپسین عمر رژیم شاه ناممكن می‌دانستند.

چنین بود كه از صبحدم 22 بهمن 1357 خصومت با نظام نوپای اسلامی در پهنه‌ای گسترده آغاز شد. جبهه دشمنی‌ها را آمریكا رهبری می‌كرد و دولت انگلیس و برخی دول اروپایی دیگر به همراه تمامی رژیم‌های وابسته به غرب در آن مشاركت فعال داشتند. شوروی (سابق) و اقمار آن نیز ناخرسند از اتفاقی كه در ایران افتاده و به حاكمیت دین منجر گردید، با آمریكائی ها در بسیاری از خصومت‌ها همسو شدند. نمونه بارز این هم‌پیمانی در همنوائی نیروهای چپ و راست ضدانقلاب داخل كشور كه بعدها اسناد وابستگی آنان به سفارتخانه‌های شوروی و آمریكا افشا گردید و از آن بارزتر هماهنگی همه‌‌جانبه دو كشور در تجهیز صدام و حمایت از او در جنگ با جمهوری اسلامی را می‌‌توان مشاهده كرد. اما امام‌خمینی با همان منطقی كه نهضت اسلامی را آغاز كرده بود، در اوج فتنه‌ها و فشارهای خارجی انقلاب را هدایت كرد و آن را با اراده خویش به دوره سازندگی و ثبات هدایت نمود.
 

انقلاب ما انقلاب امام خمینی است

نهضتی كه امام خمینی پرچمدار و پایه‌گذار آن بود، توانست در روز 22 بهمن غبار از چهره اسلام زدوده و سیمای حقیقی آن را پس از 14 قرن به جهان تشنه عدالت بنمایاند. به همین دلیل است كه انقلاب اسلامی ایران در جهان اسلام به عنوان «انقلاب امام خمینی» شناخته شده است.

به همین علت است كه تاكنون هیچ یك از طرح‌های سیاسی و اقتصادی و نظامی آمریكا علیه ایران كه غالباً با حمایت یا سكوت متحدان منطقه‌ای و جهانی آن كشور همراه بوده، به نتیجه نرسیده است و به همین دلیل است كه پس از گذشت سه دهه مقابله غرب با انقلاب، امروز تئوریسین‌ها و سیاستمداران اروپائی و آمریكائی بر ضرورت پذیرش و تحمل واقعیت انقلاب و جایگاه جمهوری اسلامی در عرصه بین‌المللی تاكید می‌كنند.

نهضتی كه در 22 بهمن 1357 به پیروزی رسید، امروزه برای بسیاری از ملل جهان چراغ راه زندگی است. از این رو «22 بهمن» تنها نباید به عنوان روز پایانی یك رژیم سیاسی و آغازی بر حیات رژیم دیگر تلقی گردد. بلكه باید از آن به عنوان سرفصلی برجسته در تاریخ سیاسی ایران و نقطه‌ای عطف در روند مبارزات ملت ایران یاد كرد.


22 بهمن و حیرت جهانیان

 در دوران معاصر، روز 22 بهمن پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، حادثه مهم و حیرت انگیزی برای جهانیان بود. این حادثه بزرگ قرن از یك سو معادلات سیاسی استكبار را در ادامه سیاست سلطه و تقسیم استعماری جهان بر هم زد و از سوی دیگر یكی از استوارترین رژیم‌های وابسته را ریشه كن ساخت و در كشور ایران با اهمیتی كه از نظر استراتژیكی و اقتصادی برای قدرت‌های بزرگ جهان داشت، تحولی سیاسی ـ مردمی و عظیم به وجود آورد و یكبار دیگر اسلام به عنوان قدرت تعیین كننده در جهان مطرح شد و چشم انداز وحدت جهان اسلام و ایستادگی در برابر استعمار كهنه و نو، ایجاد قطب سیاسی جدید در جهان و فروریزی رژیم‌های وابسته و تحمیلی را در سرزمین‌های پر نعمت اسلامی، در برابر دیدگان مشتاق بیش از یك میلیارد مسلمان گشود و موجی از وحشت و اضطراب را در دل‌های جهانخوران پدید آورد.
 


عوامل پیروزی در 22 بهمن

پیروزی شکوهمند 22 بهمن 57، حاصل عوامل بسیاری است که مهم ترین آن ها عبارتند از:

  1. ایمان به خداوند متعال
  2. رهبری روحانی متقی و فقیه آگاه؛ امام خمینی رحمه الله
  3. اتحاد و همبستگی همه، اقشار ملت.
  4. استقامت و پایداری در راه خدا، تحمل مشکلات و... بر هیچ کس پوشیده نیست که جمع شدن این عوامل در ملتی موجب نزول تاییدات غیبی الهی گردیده و پیروزی آن ها بر دشمنان حتمی می شود.

 

روزشمار وقایع انقلاب در 22 بهمن 57

3 بهمن 1357 (سه شنبه): شورای سلطنت كه برای حفظ رژیم سلطنتی در ایران تشكیل شده بود منحل گردید.

4 بهمن 1357 (چهارشنبه): برای جلوگیری از حضور امام خمینی در بین مردم ایران ارتش فرودگاه مهرآباد را به اشغال درآورد.

5 بهمن 1357 (پنج شنبه): دولت بختیار 3 روز فرودگاه‌های كشور را بست.

7 بهمن 1357 (شنبه): تحصن روحانیون مبارز در دانشگاه تهران در اعتراض به بستن فرودگاهها آغاز شد.

9 بهمن 1357 (دوشنبه): فرودگاه برای ورود امام خمینی بازگشایی شد

در پی اعتصابات و تظاهرات و راه‌پیمایی مردم كه خواستار بازگشایی فرودگاه مهرآباد بودند، دولت بختیار فرودگاه مهرآباد را از اشغال نظامی خارج كرد.
 

 

11 بهمن 1357 (چهارشنبه): مأمور ارتش در خیابانهای تهران دولت برای ترساندن مردم و ایجاد حكومت وحشت با انجام رژه نظامیان در تهران و ترویج شایعه كودتا توسط ارتش دست به حیله دیگری برای انحراف مبارزات مردم ایران زد.

12 بهمن 1357 (پنج شنبه):

  • ساعت 9 و 27 دقیقه و 30 ثانیه حضرت امام خمینی پس از پانزده سال تبعید پای بر خاك ایران گذاشتند.
  • فرمانداری نظامی بر اثر فشار مردم راه‌پیمایی و تظاهرات را برای 3 روز آزاد اعلام كرد.
  • نظامیان مستقر در تلویزیون به طور ناگهانی پخش مراسم استقبال را قطع كردند.

17 بهمن 1357 (سه شنبه):

  • بر اساس پیشنهاد شورای انقلاب، حضرت امام خمینی دولت موقت را به مردم معرفی نمودند.
  • دولت موقت به ریاست مهندس مهدی بازرگان تشكیل گردید.

19 بهمن 1357 (سه شنبه):

  • راه‌پیمایی مردم ایران در حمایت از دولت موقت انجام شد.
  • نیروی هوایی ارتش با حضرت امام خمینی بیعت كردند.
  • حضرت امام خمینی به زیارت حضرت عبدالعظیم (س) رفتند.

20 بهمن 1357 (جمعه):

  • طرفداران قانون اساسی با تجمع در استادیوم امجدیه (شهید شیرودی‌) دست به تظاهرات زدند.
  • ساعت 9 شب سربازان گارد شاه به پادگان نیروی هوایی در شرق تهران (خ دماوند) حمله نمودند.
  • مردم برا ی كمك به سربازان نیروی هوایی مسلح شدند.

21 بهمن 1357 (شنبه):

  • دولت بختیار زمان حكومت نظامی را افزایش داده و حكومت نظامی را از ساعت 4 بعدازظهر اعلام نمود.
  • حضرت امام خمینی دستور شكستن زمان حكومت نظامی و حضور مردم در خیابان‌ها را صادر نمودند.
  • در تهران و شهرستان‌ها بین سربازان گارد و مردم مسلح درگیری‌های بسیار شدید رخ داد.

22 بهمن 1357 (دوشنبه)

  • تهران صحنه جنگ خونین مسلحانه بین مردم و سربازان طرفدار رژیم پهلوی گردیده است.
  • با تسلیم تمامی نیروهای نظامی و پیروزی مردم مسلمان ایران رژیم ستمشاهی پس از 57 سال ظلم و ستم متلاشی گردید.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 16 بهمن 1397

دههٔ فجر انقلاب اسلامی به روزهای ۱۲ تا ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ گفته می‌شود که طی آن سید روح‌الله خمینی بعد از تبعید چهارده ساله در دوازدهم بهمن سال ۱۳۵۷ به ایران وارد شد و در نهایت در بیست و دوم بهمن ماه با اعلام بی‌طرفی ارتش شاهنشاهی، سلطنت پهلوی منقرض شد وانقلاب اسلامی ایران به پیروزی رسید.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 16 بهمن 1397

معنی فاطمه

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نام ایشان را فاطمه گذشتند. کلمه فاطمه اسم فاعل است که از مصدر "ف ط م" گرفته شده ؛ فَطمَ در زبان عربی به معنی بریدن، قطع کردن و جدا شدن آمده‌است. در مورد علت این نامگذاری در حدیثی از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله وسلم) آمده است:

"إنّ اللّهَ عَزَّوَجَلَّ فَطمَ ابْنَتِی فاطِمَة وَوُلدَها وَمَنْ أَحَبًّهُمْ مِنَ النّارِ فَلِذلِكَ سُمّیَتْ فاطِمَة

خداوند دخترم فاطمه و فرزندانش و هر کس که آنها را دوست داشته باشد را از آتش دوزخ جدا کرده است به این دلیل او فاطمه نامیده شده است."[۱].

در جایی دیگر دلیل گذاشتن نام فاطمه را این گونه بیان کردند که از هر گونه بدی جدا و بریده شده است.[۲]

القاب و کنیه های حضرت زهرا (سلام الله علیها)

نویسندگان سیره و محدثان اسلامی برای حضرت فاطمه علیها السلام لقب هائی چند نوشته اند: زهرا، صدیقه، طاهره، راضیه، مرضیه، مبارکه، بتول و لقب های دیگر. از این جمله لقب زهرا از شهرت بیشتری برخوردار است، و گاه با نام او همراه می آید (فاطمه زهرا) و یا بصورت ترکیب عربی (فاطمه الزهرا). زهرا مونث أَزْهَراست به معانی: روشن، آنكه چهره درخشان دارد، آنكه رنگ پاك و سفید دارد، ماه درخشان‏. [۳]

از امام صادق(ع) پرسیدند چرا فاطمه را زهرا نامیدند؟ فرمود: زیرا فاطمه چنان بود که چون در محراب می ایستاد نوری از او برای اهل آسمان درخشش می کرد همان طور که ستارگان برای اهل زمین درخشش دارند.[۴]

از القاب آن حضرت که نشان از جایگاه بسیار رفیع ایشان دارد لقب سیدة نساء العالمیناست. این لقب برگرفته از روایتی از پیامبر اکرم (ص) است که در مورد ایشان فرمود: ابنتی فاطمه سیدة نساء العالمین. یعنی: دخترم فاطمه بزرگ بانوی زنان جهانیان است.[۵]

برخی از کنیه های آن حضرت عبارتند از ام الحسن، ام الحسین، ام المحسن، ام الائمه[۶]، ام ابیها، اُمّ‌الخیرة، اُمّ‌المؤمنین، اُمّ‌الأخیار، اُمّ‌الفضایل، اُمّ‌الأزهار، اُمّ‌العلوم، اُمّ‌الأسماء[۷]

برای تفصیل رجوع شود به القاب حضرت فاطمه سلام الله علیها

منابع:

  1. اشتراك حضرت فاطمه علیهاالسلام با پیامبر اكرم و امیرالمؤمنین و حسنین علیهم السلام در مقام عصمت و طهارت (بلکه طبق روایات آن حضرت عصمت کبرای الهی است).
  2. اشتراك حضرت صدیقه سلام الله علیها با پدر و همسر و فرزندانش در مجاز بودن به ورود و توقف در مسجد پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله و سلم در جمیع حالاتشان.
  3. مادر ائمه اطهار علیهم السلام است.
  4. هنگام ولادت فاطمه علیهاالسلام نور او تمام خانه هاى مكه را فراگرفت.
  5. نام گذارى زهرا علیهاالسلام از طرف خداوند متعال مى باشد.
  6. نام فاطمه بر ساق عرش و درهای بهشت درج شده است.
  7. جنگ و یا صلح با آن حضرت مانند جنگ و صلح با پیامبر و على و حسنین است.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 16 بهمن 1397

حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام (۵ بعثت -۱۱ق)، دختر گرامی پیامبر اسلام و حضرت خدیجه، همسر امام علی علیه السلام و مادر امام حسن علیه السلام و امام حسین علیه السلام است.

حضرت فاطمه سلام الله علیها در دین اسلام جایگاه بسیاری رفیعی دارد و به ویژگی های متعددی ممتاز است. آن حضرت معصومه است و 12 امام شیعه از نسل آن حضرت هستند. سوره و آیاتی از قرآن همچون سوره کوثر، سوره انسان، آیه تطهیر و آیه مودت در حق آن حضرت و همسر و فرزندانش نازل گردیده است و دوستی و دشمنی با آن حضرت به منزله دوستی و دشمنی با پیامبر است. همچنین مطابق با روایتی از پیامبر اکرم (ص) آن حضرت سیدة نساء العالمین (بزرگ بانوی زنان جهانیان) است.

آن حضرت در سال دوم یا سوم هجری با امام علی علیه اسلام ازدواج نمود. در آیاتی از قرآن آن حضرت به همراه همسر و دو پسرش به عنوان اهل بیت پیامبر اکرم (ص) خوانده شدند و به شدت مورد عنایت پیامبر اسلام (ص) بودند.

حضرت فاطمه سلام الله علیها پس از وفات پیامبر اسلام از حق خلافت همسرش که به تعیین الهی بود به شدت دفاع نمود و در جریان هجوم عمر بن خطاب به خانه‌اش (به هواداری از خلافتابوبکر)، به شهادت رسید.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 16 بهمن 1397

مختصری درباره ولادت حضرت زینب سلام الله علیها

تولد زینب(س) و گریه پیامبر بر مصایب آن
حضرت زینب كبرى (س) روز پنجم جمادى الاول سال 5 یا 6 هجرت در مدینه چشم به جهان گشود. خبر تولد نوزاد عزیز، به گوش رسول خدا (ص) رسید. رسول خدا (ص) براى دیدار او به منزل دخترش ‍ حضرت فاطمه زهرا (س) آمد و به دختر خود فاطمه (س) فرمود:(دخترم ، فاطمه جان ، نوزادت را برایم بیاور تا او را ببینم ).
فاطمه (س) نوزاد كوچكش را به سینه فشرد، بر گونه هاى دوست داشتنى او بوسه زد، و آن گاه به پدر بزرگوارش داد. پیامبر (ص) فرزند دلبند زهراى عزیزش را در آغوش كشیده صورت خود را به صورت او گذاشت و شروع به اشك ریختن كرد. فاطمه (ص) ناگهان متوجه این صحنه شد و در حالى كه شدیدا ناراحت بود از پدر پرسید: پدرم ، چرا گریه مى كنى ؟!


رسول خدا (ص) فرمود: (گریه ام به این علت است كه پس از مرگ من و تو، این دختر دوست داشتنى من سرنوشت غمبارى خواهد داشت، در نظرم مجسم گشت كه او با چه مشكلاتى دردناكى رو به رو مى شود و چه مصیبتهاى بزرگى را به خاطر رضاى خداوند با آغوش باز استقبال مى كند).


در آن دقایقى كه آرام اشك مى ریخت و نواده عزیزش را مى بوسید، گاهى نیز چهره از رخسار او برداشته به چهره معصومى كه بعدها رسالتى بزرگ را عهده دار مى گشت خیره خیره مى نگریست و در همین جا بود كه خطاب به دخترش فاطمه (س) فرمود: (اى پاره تن من و روشنى چشمانم ، فاطمه جان ، هر كسى كه بر حضرت زینب و مصایب او بگرید ثواب گریستن كسى را به او مى دهند كه بر دو برادر او حسن و حسین گریه كند).(1)


ولادت و پرورش زینب
درست ترین گفتار آن است كه سیدتنا حضرت زینب كبرى (س) در پنجم ماه جمادى الاولى سال پنجم هجرى به دنیا آمده ، و تربیت و پرورش ‍ آن دره یتیمه و مروارید گرانبها و بى مانند در كنار پیغمبر اكرم (ص) بوده ، و در خانه رسالت راه رفته ، و غذای خود را از وجود مطهر زهرای مرضیه(س) تناول نموده ، و از دست پسر عموى پیغمبر، امیرالمؤ منین (ع) غذا و خوراك خورده و نمو نموده ، نمو قدسى و پاكیزه ، و با سعادت و نیكبختى ، و پرورش یافته پرورش روحانى و الهى ، و به جامه هاى عظمت و بزرگى به چادر پاكدامنى و حشمت و بزرگوارى پوشیده شده ، و پنج تن اصحاب كساء به تربیت و پرورش و تعلیم و آموختن و تهذیب و پاكیزه گردانیدن او قیام نموده و ایستادگى داشتند، و همین بس است كه مربى و مؤدب و معلم او ایشان باشند.(2)


گریه جبرئیل بر مصایب زینب (س)
روایت شده است كه پس از ولادت حضرت زینب (س)، حسین (ع) كه در آن هنگام كودك سه چهار ساله بود، به محضر رسول خدا (ص) آمد و عرض كرد: (خداوند به من خواهرى عطا كرده است). پیامبر(ص) با شنیدن این سخن ، منقلب و اندوهگین شد و اشك از دیده فرو ریخت . حسین (ع) پرسید: براى چه اندوهگین و گریان شدى ؟پیامبر(ص) فرمود: (اى نور چشمم ، راز آن به زودى برایت آشكار شود.)


تا اینكه روزى جبرئیل نزد رسول خدا (ص) آمد، در حالى كه گریه مى كرد، رسول خدا (ص) از علت گریه او پرسید، جبرئیل عرض ‍ كرد: (این دختر زینب  از آغاز زندگى تا پایان عمر همواره با بلا و رنج و اندوه دست به گریبان خواهد بود؛ گاهى به درد مصیبت فراق تو مبتلا شود، زمانى دستخوش ماتم مادرش و سپس ماتم مصیبت جانسوز برادرش امام حسن (ع) گردد و از این مصایب دردناك تر و افزون تر اینكه به مصایب جانسوز كربلا گرفتار شود، به طورى كه قامتش خمیده شود و موى سرش سفید گردد.)


پیامبر (ص) گریان شد و صورت پر اشكش را بر صورت زینب (س) نهاد و گریه سختى كرد، زهرا (س) از علت آن پرسید. پیامبر (ص) بخشى از بلاها و مصایبى را كه بر زینب (س) وارد مى شود، براى زهرا(س) بیان كرد.
حضرت زهرا (س) پرسید: (اى پدر! پاداش كسى كه بر مصایب دخترم زینب (س) گریه كند كیست ؟ پیامبر اكرم (ص) فرمود: ((پاداش او همچون پاداش كسى است كه براى مصایب حسن و حسین (ع) گریه مى كند)(3)


بشارت تولد حضرت زینب و گریه على (ع)
هر پدرى را كه بشارت به ولادت فرزند دادند، شاد و حرم گردید، جز على بن ابى طالب (ع) كه ولادت هر یك از اولاد او سبب حزن او گردید.در روایت است كه چون حضرت زینب متولد شد، امیرالمؤ منین (ع) متوجه به حجره طاهره گردید، در آن وقت حسین (ع) به استقبال پدر شتافت و عرض كرد: اى پدر بزرگوار! همانا خداى كردگار خواهرى به من عطا فرموده

امیرالمؤ منین (ع) از شنیدن این سخن بى اختیار اشك از دیده هاى مبارك به رخسار همایونش جارى شد. چون حسین (ع) این حال را از پدر بزرگوارش مشاهده نمود افسرده خاطر گشت. چه ، آمد پدر را بشارت دهد، بشارت مبدل به مصیبت و سبب حزن و اندوه پدر گردید، دل مباركش ره درد آمد و اشك از دیده مباركش بر رخسارش جارى گشت و عرض كرد: (بابا فدایت شوم ، من شما را بشارت آوردم شما گریه مى كنید، سبب چیست و این گریه بر كیست ؟)


على (ع) حسینش را در برگرفت و نوازش نمود و فرمود: (نور دیده ! زود باشد كه سر این گریه آشكار و اثرش نمودار شود.)كه اشاره به واقعه كربلا مى كند. همین بشارت را سلمان به پیغمبر داد و آن حضرت هم منقلب گردید.چنان كه در بعض كتب است كه حضرت رسالت در مسجد تشریف داشت آن وقت سلمان شرفیاب خدمت گردید و آن سرور را به ولادت آن مظلومه بشارت داد و تهنیت گفت. آن حضرت بگریست و فرمود: (اى سلمان جبرییل از جانب خداوند جلیل خبر آورد كه این مولود گرامى مصیبتش غیر معدود باشد تا به آلام كربلا مبتلا شود، الخ )(4)

 


نامگذارى زینب از طرف خداوند
هنگامى كه زینب (س) متولد شد، مادرش حضرت زهرا (س) او را نزد پدرش امیرالمؤ منین (ع) آورده و گفت: این نوزاد را نامگذارى كنید! حضرت فرمود: من از رسول خدا جلو نمى افتم. در این ایام حضرت رسول اكرم (ص) در مسافرت بود. پس از مراجعت از سفر، امیرالمؤ منین على (ع) به آن حضرت عرض كرد: نامى را براى نوزاد انتخاب كنید. رسول خدا (ص) فرمود: من بر پروردگارم سبقت نمى گیرم.


در این هنگام جبرئیل (ع) فرود آمده و سلام خداوند را به پیامبر(ص) ابلاغ كرده و گفت :
نام این نوزاد را (زینب ) بگذارید! خداوند بزرگ این نام را براى او بر برگزیده است.بعد مصایب و مشكلاتى را كه بر آن حضرت وارد خواهد شد، بازگو كرد. پیامبر اكرم (ص) گریست و فرمود: هر كس بر این دختر بگرید، همانند كسى است كه بر برادرانش حسن و حسین گریسته باشد.(5)


فرزند فاطمه
حضرت زینب ، نخستین دخترى است كه از فاطمه (س) به دنیا آمده ، و او پس از امام حسن و امام حسین (ع) بزرگترین فرزندان فاطمه (س) بوده ، و نیز گفته اند:
دلیل بر آن است كه راویان حدیث و بیان كنندگان اخبار در ایام اضطهار - یعنى روزگار غلبه و چیرگى ظلم و ستم ستمگران بر مؤ منین - هر گاه مى خواستند از امیرالمؤ منین على (ع) روایتى نقل كنند مى گفتند:
این روایت از ابى زینب است ، و اینكه امیرالمؤ منین (ع) را به این كنیه مى نامیدند، براى آن است كه زینب كبرى (س) پس از امام حسن و امام حسین - علیهماالسلام - بزرگترین فرزندان آن حضرت بوده ، و امیرالمؤ منین (ع) نزد دشمنانش به این كنیه معروف نبوده است .(6)


تغذیه زینب از زبان پیامبر
حضرت زینب (س) مانند دو برادرش حسن و حسین (ع) از زبان رسول الله (ص) تغذى مى كرد.همان طور كه در بسیارى از اخبار آمده است ، پیغمبر (ص) زبان خود را در دهان حسنین مى گذاشت ، آنان با مكیدن زبان پیغمبر تغذیه مى شدند و از همین طریق گوشت و پوست بدنشان مى رویید و رشد مى كرد، در مورد حضرت زینب (س) نیز همین عمل را انجام مى داد.
در جلد اول از كتاب خرایج راوندى (صفحه 94) معجزه یكصد و پنجاه و پنج (155) از حضرت صادق (ع) چنین روایت كرده است :
امام صادق (ع) فرمود: پیغمبر (ص) پیوسته نزد فرزندان شیر خوار فاطمه مى آمد، از آب دهان خود آنان را تغذیه مى كرد و سپس به فاطمه (س) مى فرمود به آنان شیر ندهید)(7)


لقب هاى حضرت زینب (س)
الف ) زینب كبرى : این لقب براى مشخص شدن و تمییز دادن او از سایر خواهرانش (كه از دیگر زنان امیرمؤ منان به دنیا آمده بودند) بود.
ب )الصدیقة الصغرى : چون ( صدیقة ) لقب مبارك مادرش ، زهراى مرضیه (س) است ، و از سویى شباهت هاى بى شمارى میان مادر و دختر وجود داشت ، لذا حضرت زینب را ( صدیقه صغرى ) ملقب كردند.


ج ) عقیله / عقیله بنى هاشم / عقیله الطالبین :
(( عقیله )) به معناى بانویى است كه در قومش از كرامت و ارجمندى ویژه اى بر خوردار باشد و در خانه اش عزت و محبت فوق العاده اى داشته باشد.


د) دیگر لقب ها:
از دیگر لقب هاى حضرت زینب ، موثقه عارفه ، عالمه غیرمعلمه ، عابده آل على ، فاضله و كامله است . (8)


كنیه حضرت زینب (س)
كنیه آن علیا حضرت (ام كلثوم ) است ، و این كه ایشان را ( زینب كبرى ) مى گویند، براى آن است كه فرق باشد بین او و بین كسى از خواهرانش كه به آن نام و كنیه نامیده شده است.
چنان كه ملقبه به (صدیقه صغرى) شده است ، براى فرق بین او و مادرش صدیقه كبرى فاطمه زهراصلوات الله علیهما. (9)


پاورقی
1- خطابه زینب كبرى (س) پشتوانه انقالب امام حسین (ع) صفحات 55 - 57 اثر دانشمند محترم محمد مقیمى از انتشارات سعدى ، به نقل از طراز المذهب ، ص 32 و 22.
2- زینب كبرى ، ص 139.
3- الخصائص الزینبیه ، ص 155 ناسخ التواریخ زینب (س) ص 47
4- ناسخ التواریخ حضرت زینب كبرى (س)، ج 1، ص 45 و 46.
5- فاطمه زهرا (س) دل پیامبر، ص 854
6- زینب كبرى ، ص 137 و 138
7- پیام آور كربلا، ص 17
8- ره توشه راهیان نور، ص 258.
9- زینب كبرى ، ص 137.

منبع:aviny.com





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 15 دی 1397


( کل صفحات : 8 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی